ماده ۹۰۰

فرض دو وارث ربع ترکه است:
۱- شوهر در صورت فوت زن با داشتن اولاد؛
۲- زوجه يا زوجه‌ها در صورت فوت شوهر بدون اولاد.
ماده ۹۰۱
ثمن، فريضه‌ي زوجه يا زوجه‌ها است در صورت فوت شوهر با داشتن اولاد.
ماده ۹۰۲
فرض دو وارث دو ثلث ترکه است:
۱- دو دختر و بيشتر در صورت نبودن اولاد ذکور؛
۲- دو خواهر و بيشتر ابويني يا ابي تنها با نبودن برادر.
ماده ۹۰۳
فرض دو وارث ثلث ترکه است:
۱- مادر متوفي در صورتي که ميت اولاد و اخوه نداشته باشد؛
۲- کلاله امي در صورتي که بيش از يکي باشد.
ماده ۹۰۴
فرض سه وارث سدس ترکه است: پدر و مادر و کلاله امي اگر تنها باشد.
ماده ۹۰۵
از ترکه‌ي ميت هر صاحب فرض حصه خود را مي‌برد و بقيه به صاحبان قرابت مي‌رسد و اگر صاحب قرابتي در آن طبقه مساوي با صاحب فرض در درجه نباشد باقي به صاحب فرض رد مي‌شود مگر در مورد زوج و زوجه که به آن‌ها رد نمي‌شود ليکن اگر براي متوفي وارثي به غير از زوج نباشد زائد از فريضه به او رد مي‌شود.
فصل ششم – در سهم‌الارث طبقات مختلفه وراث
مبحث اول – در سهم‌الارث وراث طبقه اولي
ماده ۹۰۶
اگر براي متوفي اولاد يا اولاد اولاد از هر درجه که باشد موجود نباشد هر يک از ابوين در صورت انفراد، تمام ارث را مي‌برد و اگر پدر و مادر ميت هر دو زنده باشند مادر يک ثلث و پدر دو ثلث مي‌برد ليکن اگر مادر حاجب داشته باشد سدس از ترکه متعلق به مادر و بقيه مال پدر است.
ماده ۹۰۷
اگر متوفي ابوين نداشته و يک يا چند نفر اولاد داشته باشد ترکه به طريق ذيل تقسيم مي‌شود:
اگر فرزند، منحصر به يکي باشد خواه پسر خواه دختر تمام ترکه به او مي‌رسد. 
اگر اولاد متعدد باشند ولي تمام پسر، يا تمام دختر، ترکه بين آن‌ها بالسويه تقسيم مي‌شود. اگر اولاد متعدد باشند و بعضي از آن‌ها پسر و بعضي دختر، پسر دو برابر دختر مي‌برد. 
ماده ۹۰۸
هر گاه پدر يا مادر متوفي يا هر دو ابوين او موجود باشد با يک دختر فرض هر يک از پدر و مادر سدس ترکه و فرض دختر نصف آن خواهد بود و ما بقي بين تمام وراث به نسبت فرض آن‌ها تقسيم شود مگر اين که مادر حاجب داشته باشد که در اين صورت مادر از مابقي چيزي نمي‌برد.
ماده ۹۰۹
هر گاه پدر يا مادر متوفي يا هر دو ابوين او موجود باشند با چند دختر، فرض تمام دخترها دو ثلث ترکه خواهد بود که بالسويه بين آن‌ها تقسيم مي‌شود و فرض هر يک از پدر و مادر يک سدس و مابقي اگر باشد بين تمام ورثه به نسبت فرض آن‌ها تقسيم مي‌شود مگر اين که مادر حاجب داشته باشد در اين صورت مادر از باقي چيزي نمي‌برد.
ماده ۹۱۰
هر گاه ميت اولاد داشته باشد گر چه يک نفر، اولاد اولاد او ارث نمي‌برند.
ماده ۹۱۱
هر گاه ميت اولاد بلاواسطه نداشته باشد اولاد اولاد او قائم‌مقام اولاد بوده و بدين طريق جزو وراث طبقه اول محسوب و با هر يک از ابوين که زنده باشد ارث مي‌برد. تقسيم ارث بين اولاد بر حسب نسل به عمل مي‌آيد: يعني هر نسل حصه‌ي کسي را مي‌برد که به توسط او به ميت مي‌رسد. بنابراين اولاد پسر دو برابر اولاد دختر مي‌برند. در تقسيم بين افراد يک نسل، پسر دو برابر دختر مي‌برد.
ماده ۹۱۲
اولاد اولاد تا هر چه که پايين بروند به طريق مذکور در ماده فوق ارث مي‌برند با رعايت اين که اقرب به ميت ابعد را محروم مي‌کند.
ماده ۹۱۳
در تمام صور مذکوره در اين مبحث هر يک از زوجين که زنده باشد فرض خود را مي‌برد و اين فرض عبارت است: از نصف ترکه براي زوج و ربع آن براي زوجه در صورتي که ميت اولاد يا اولاد اولاد نداشته باشد و از ربع ترکه براي زوج و ثمن آن براي زوجه در صورتي که ميت اولاد يا اولاد اولاد داشته باشد و مابقي ترکه بر طبق مقررات مواد قبل مابين ساير وراث تقسيم مي‌شود.
ماده ۹۱۴
اگر به واسطه‌ي بودن چندين نفر صاحبان فرض، ترکه‌ي ميت کفايت نصيب تمام آن‌ها را نکند نقص بر بنت و بنتين وارد مي‌شود و اگر پس از موضوع کردن نصيب صاحبان فرض، زيادتي باشد و وارثي نباشد که زياده را به عنوان قرابت ببرد اين زياده بين صاحبان فرض بر طبق مقررات مواد فوق تقسيم مي‌شود ليکن زوج و زوجه مطلقاً و مادر اگر حاجب داشته باشد از زيادي چيزي نمي‌برد.
ماده ۹۱۵
انگشتري که ميت معمولاً استعمال مي‌کرده و همچنين قرآن و رخت‌هاي شخصي و شمشير او به پسر بزرگ او مي‌رسد بدون اين که از حصه‌ي او از اين حيث چيزي کسر شود مشروط بر اين که ترکه‌ي ميت منحصر به اين اموال نباشد.
مبحث دوم – در سهم‌الارث وراث طبقه دوم
ماده ۹۱۶
هر گاه براي ميت و ارث طبقه اولي نباشد ترکه او به وارث طبقه ثانيه مي‌رسد.
ماده ۹۱۷
هر يک از وراث طبقه دوم اگر تنها باشد تمام ارث را مي‌برد و اگر متعدد باشند ترکه‌ي بين آن‌ها بر طبق مواد ذيل تقسيم مي‌شود.
ماده ۹۱۸
اگر ميت اخوه‌ي ابويني داشته باشد اخوه‌ي ابي ارث نمي‌برند. در صورت نبودن اخوه‌ي ابويني اخوه‌ي ابي حصه‌ي ارث آن‌ها را مي‌برند. اخوه‌ي ابويني و اخوه‌ي ابي هيچ کدام اخوه‌ي امي را از ارث محروم نمي‌کنند.
ماده ۹۱۹
اگر وراث ميت چند برادر ابويني يا چند برادر ابي يا چند خواهر ابويني يا چند خواهر ابي باشند ترکه بين آن‌ها بالسويه تقسيم مي‌شود.
ماده ۹۲۰
اگر وراث ميت چند برادر و خواهر ابويني يا چند برادر و خواهر ابي باشند حصه‌ي ذکور دو برابر اناث خواهد بود.
ماده ۹۲۱
اگر وراث چند برادر امي يا چند خواهر امي يا چند برادر و خواهر امي باشند ترکه بين آن‌ها بالسويه تقسيم مي‌شود.
ماده ۹۲۲
هر گاه اخوه‌ي ابويني و اخوه‌ي امي با هم باشند تقسيم به طريق ذيل مي‌شود:
اگر برادر يا خواهر امي يکي باشد سدس ترکه را مي‌برد و بقيه مال اخوه‌ي ابويني يا ابي است که به طريق مذکور در فوق تقسيم مي‌نمايند. اگر کلاله امي متعدد باشد ثلث ترکه به آن‌ها تعلق گرفته و بين خود بالسويه تقسيم مي‌کنند و بقيه مال اخوه‌ي ابويني يا ابي است که مطابق مقررات مذکور در فوق تقسيم مي‌نمايند.
ماده ۹۲۳
هر گاه ورثه، اجداد يا جدات باشد ترکه به طريق ذيل تقسيم مي‌شود:
اگر جد يا جده تنها باشد اعم از ابي يا امي تمام ترکه به او تعلق مي‌گيرد. 
اگر اجداد و جدات متعدد باشند در صورتي که ابي باشند ذکور دو برابر اناث مي‌برد و اگر همه امي باشند بين آن‌ها بالسويه تقسيم مي‌گردد. 
اگر جد يا جده ابي و جد يا جده امي با هم باشند ثلث ترکه به جد يا جده امي مي‌رسد و در صورت تعدد اجداد امي آن ثلث بين آن‌ها بالسويه تقسيم مي‌شود و دو ثلث ديگر به جد يا جده ابي مي‌رسد و در صورت تعدد، حصه‌ي ذکور از آن دو ثلث دو برابر حصه‌ي اناث خواهد بود. 
ماده ۹۲۴
هر گاه ميت اجداد و کلاله با هم داشته باشد دو ثلث ترکه به وراثي مي‌رسد که از طرف پدر قرابت دارند و در تقسيم آن حصه‌ي ذکور دو برابر اناث خواهد بود و يک ثلث به وراثي مي‌رسد که از طرف مادر قرابت دارند و بين خود بالسويه تقسيم مي‌نمايند. ليکن اگر خويش مادري فقط يک برادر يا يک خواهر امي باشد فقط سدس ترکه به او تعلق خواهد گرفت.
ماده ۹۲۵
در تمام صور مذکوره در مواد فوق اگر براي ميت نه برادر باشد و نه خواهر، اولاد اخوه قائم‌مقام آن‌ها شده و با اجداد ارث مي‌برند در اين صورت تقسيم ارث نسبت به اولاد اخوه بر حسب نسل به عمل مي‌آيد: يعني هر نسل حصه کسي را مي‌برد که به واسطه‌ي او به ميت مي‌رسد بنابراين اولاد اخوه‌ي ابويني يا ابي حصه‌ي اخوه ابويني يا ابي تنها و اولاد کلاله امي حصه کلاله امي را مي‌برند. در تقسيم بين افراد يک نسل اگر اولاد اخوه‌ي ابويني يا ابي تنهاباشند ذکور دو برابر اناث مي‌برد و اگر از کلاله امي باشند بالسويه تقسيم مي‌کنند.
ماده ۹۲۶
در صورت اجتماع کلاله ابويني و ابي و امي، کلاله ابي ارث نمي‌برد.
ماده ۹۲۷
در تمام مواد مذکور در اين مبحث هر يک از زوجين که باشد فرض خود را از اصل ترکه مي‌برد و اين فرض عبارت است از نصف اصل ترکه براي زوج و ربع آن براي زوجه. متقربين به مادر هم اعم از اجداد يا کلاله فرض خود را از اصل ترکه مي‌برند. هر گاه به واسطه ورود زوج يا زوجه نقصي موجود گردد نقص بر کلاله ابويني يا ابي يا بر اجداد ابي وارد مي‌شود.
مبحث سوم – در سهم‌الارث وراث طبقه سوم
ماده ۹۲۸
هر گاه براي ميت وراث طبقه دوم نباشد ترکه او به وراث طبقه سوم مي‌رسد.
ماده ۹۲۹
هر يک از وراث طبقه سوم اگر تنها باشد تمام ارث را مي‌برد و اگر متعدد باشند ترکه بين آن‌ها بر طبق مواد ذيل تقسيم مي‌شود.
ماده ۹۳۰
اگر ميت اعمام يا اخوال ابويني داشته باشد اعمام يا اخوال ابي ارث نمي‌برند در صورت نبودن اعمام يا اخوال ابويني اعمام يا اخوال ابي حصه‌ي آن‌ها را مي‌برند.
ماده ۹۳۱
هر گاه وراث متوفي، چند نفر عمو يا چند نفر عمه باشند ترکه‌ي بين آن‌ها بالسويه تقسيم مي‌شود، در صورتي که همه‌ي آن‌ها ابويني يا همه ابي يا همه امي باشند. هر گاه عمو و عمه با هم باشند در صورتي که همه امي باشند ترکه را بالسويه تقسيم مي‌نمايند و در صورتي که همه ابويني يا ابي باشند حصه ذکور دو برابر اناث خواهد بود.
ماده ۹۳۲
در صورتي که اعمام امي و اعمام ابويني يا ابي با هم باشند عم يا عمه امي اگر تنها باشند سدس ترکه به او تعلق مي‌گيرد و اگر متعدد باشند ثلث ترکه و اين ثلث را مابين خود بالسويه تقسيم مي‌کنند و باقي ترکه به اعمام ابويني يا ابي مي‌رسد که در تقسيم، ذکور دو برابر اناث مي‌برد.
ماده ۹۳۳
هر گاه وراث متوفي چند نفر دايي يا چند نفر خاله يا چند نفر دايي و چند نفر خاله با هم باشند ترکه بين آن‌ها بالسويه تقسيم مي‌شود خواه همه ابويني خواه همه ابي و خواه همه امي باشند.
ماده ۹۳۴
اگر وراث ميت دايي و خاله‌ي ابي يا ابويني با دايي و خاله‌ي امي باشند طرف امي اگر يکي باشد سدس ترکه را مي‌برد و اگر متعدد باشند ثلث آن را مي‌برند و بين خود بالسويه تقسيم مي‌کنند و مابقي مال دايي و خاله‌هاي ابويني يا ابي است که آن‌ها هم بين خود بالسويه تقسيم مي‌نمايند.
ماده ۹۳۵
اگر براي ميت يک يا چند نفر اعمام با يک يا چند نفر اخوال باشد ثلث ترکه به اخوال و دو ثلث آن به اعمام تعلق ميگيرد.
تقسيم ثلث بين اخوال بالسويه به عمل مي‌آيد ليکن اگر بين اخوال يک نفر امي باشد سدس حصه اخوال به او مي‌رسد و اگر چند نفر امي باشند ثلث آن حصه به آن‌ها داده مي‌شود و در صورت اخير تقسيم بين آن‌ها بالسويه به عمل مي‌آيد. 
در تقسيم دو ثلث بين اعمام، حصه‌ي ذکور دو برابر اناث خواهد بود. ليکن اگر بين اعمام يک نفر امي باشد سدس حصه‌ي اعمام به او مي‌رسد و اگر چند نفر امي باشند ثلث آن حصه به آن‌ها مي‌رسد و در صورت اخير آن ثلث را بالسويه تقسيم مي‌کنند. 
در تقسيم پنج سدس و يا دو ثلث که از حصه‌ي اعمام باقي مي‌ماند بين اعمام ابويني يا ابي حصه ذکور دو برابر اناث خواهد بود. 
ماده ۹۳۶
با وجود اعمام يا اخوال، اولاد آن‌ها ارث نمي‌برند مگر در صورت انحصار وارث به يک پسرعموي ابويني با يک عموي ابي تنها که فقط در اين صورت پسرعمو، عمو را از ارث محروم مي‌کند. ليکن اگر با پسرعموي ابويني خال يا خاله باشد يا اعمام متعدد باشند ولو ابي تنها، پسرعمو ارث نمي‌برد.
ماده ۹۳۷
هر گاه براي ميت نه اعمام باشد و نه اخوال اولاد آن‌ها به جاي آن‌ها ارث مي‌برند و نصيب هر نسل نصيب کسي خواهد بود که به واسطه‌ي او به ميت متصل مي‌شود.
ماده ۹۳۸
در تمام موارد مزبوره در اين مبحث هر يک از زوجين که باشد فرض خود را از اصل ترکه مي‌برد و اين فرض عبارت است از: نصف اصل ترکه براي زوج و ربع آن براي زوجه.
متقرب به مادر هم نصيب خودرا از اصل ترکه مي‌برد. باقي ترکه مال متقرب به پدر است و اگر نقصي هم باشد بر متقربين به پدر وارد مي‌شود.
ماده ۹۳۹
در تمام موارد مذکوره در اين مبحث و دو مبحث قبل اگر وارث خنثي بوده و از جمله وراثي باشد که ذکور آن‌ها دو برابر اناث مي‌برند، سهم‌الارث او به طريق ذيل معين مي‌شود:
اگر علائم رجوليت غالب باشد سهم‌الارث يک پسر از طبقه خود و اگر علائم اناثيت غلبه داشته باشد سهم‌الارث يک دختر از طبقه‌ي خود را مي‌برد و اگر هيچ يک از علائم غالب نباشد نصف مجموع سهم‌الارث يک پسر و يک دختر از طبقه‌ي خود را خواهد برد.
مبحث چهارم – در ميراث زوج و زوجه
ماده ۹۴۰
زوجين که زوجيت آن‌ها دائمي بوده و ممنوع از ارث نباشند از يکديگر ارث مي‌برند.
ماده ۹۴۱
سهم‌الارث زوج و زوجه از ترکه‌ي يکديگر به طوري است که در مواد ۹۱۳، ۹۲۷ و ۹۳۸ ذکر شده است.
ماده ۹۴۲
در صورت تعدد زوجات ربع يا ثمن ترکه که تعلق به زوجه دارد بين همه‌ي آنان بالسويه تقسيم مي‌شود.
ماده ۹۴۳
اگر شوهر زن خود را به طلاق رجعي مطلقه کند هر يک از آن‌ها که قبل از انقضاي عده بميرد ديگري از او ارث مي‌برد ليکن اگر فوت يکي از آن‌ها بعد از انقضاي عده بوده و يا طلاق بائن باشد از يکديگر ارث نمي‌برند.
ماده ۹۴۴
اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و در ظرف يک سال از تاريخ طلاق به همان مرض بميرد زوجه از او ارث مي‌برد اگرچه طلاق بائن باشد مشروط بر اين که زن شوهر نکرده باشد.
ماده ۹۴۵
اگر مردي در حال مرض زني را عقد کند و در همان مرض قبل از دخول بميرد زن از او ارث نمي‌برد ليکن اگر بعد از دخول يا بعد از صحت يافتن از آن مرض بميرد زن از او ارث مي‌برد.
ماده ۹۴۶
زوج از تمام اموال زوجه ارث مي‌برد ليکن زوجه از اموال ذيل:
۱- از اموال منقول از هر قبيل که باشد،
۲- از ابنيه و اشجار.
ماده ۹۴۷
زوجه از قيمت ابنيه و اشجار ارث مي‌برد و نه از عين آن‌ها و طريقه‌ي تقويم آن است که ابنيه و اشجار با فرض استحقاق بقا در زمين بدون اجرت تقويم مي‌گردد.
ماده ۹۴۸
هر گاه درمورد ماده قبل ورثه از اداي قيمت ابنيه و اشجار امتناع کند زن مي‌تواند حق خود را از عين آن‌ها استيفا نمايد.
ماده ۹۴۹
در صورت نبودن هيچ وارث ديگر به غير از زوج يا زوجه، شوهر تمام ترکه زن متوفات خود را مي‌برد ليکن زن فقط نصيب خود را و بقيه ترکه‌ي شوهر در حکم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده ۸۶۶ خواهد بود.
کتاب سوم – در مقررات مختلفه
ماده ۹۵۰
مثلي که در اين قانون ذکر شده عبارت از مالي است که اشباه و نظاير آن نوعاً زياد و شايع باشد مانند حبوبات و نحو آن و قيمي مقابل آن است. مع‌ذالک تشخيص اين معني با عرف مي‌باشد.
ماده ۹۵۱
تعدي، تجاوز نمودن از حدود اذن يا متعارف است نسبت به مال يا حق ديگري.
ماده ۹۵۲
تفريط عبارت است از ترک عملي که به موجب قرارداد يا متعارف براي حفظ مال غير لازم است.
ماده ۹۵۳
تقصير اعم است از تفريط و تعدي.
ماده ۹۵۴
کليه‌ي عقود جايزه به موت احد طرفين منفسخ مي‌شود و همچنين به سفه در مواردي که رشد معتبر است.
ماده ۹۵۵
مقررات اين قانون در مورد کليه‌ي اموري که قبل از اين قانون واقع شده معتبر است.
کتاب اول – در کليات
ماده ۹۵۶
اهليت براي دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام مي‌شود.
ماده ۹۵۷
حمل از حقوق مدني متمتع مي‌گردد مشروط بر اين که زنده متولد شود.
ماده ۹۵۸
هر انسان، متمتع از حقوق مدني خواهد بود ليکن هيچ کس نمي‌تواند حقوق خود را اجرا کند مگر اين که براي اين امر اهليت قانوني داشته باشد.
ماده ۹۵۹
هيچ کس نمي‌تواند به طور کلي حق تمتع و يا حق اجراي تمام يا قسمتي از حقوق مدني را از خود سلب کند.
ماده ۹۶۰
هيچ کس نمي‌تواند از خود سلب حريت کند و يا در حدودي که مخالف قوانين و يا اخلاق حسنه باشد از استفاده از حريت خود صرف نظر نمايد.
ماده ۹۶۱
جز در موارد ذيل اتباع خارجه نيز از حقوق مدني متمتع خواهند بود:
۱- در مورد حقوقي که قانون آن را صراحتاً منحصر به اتباع ايران نموده و يا آن را صراحتاً از اتباع خارجه سلب کرده است؛
۲- در مورد حقوق مربوط به احوال شخصي که قانون دولت متبوع تبعه خارجه آن را قبول نکرده است؛
۳- در مورد حقوق مخصوصه که صرفاً از نقطه نظر جامعه‌ي ايراني ايجاد شده باشد.
ماده ۹۶۲
تشخيص اهليت هر کس براي معامله کردن بر حسب قانون دولت متبوع او خواهد بود مع‌ذلک اگر يک نفر تبعه خارجه در ايران عمل حقوقي انجام دهد در صورتي که مطابق قانون دولت متبوع خود براي انجام آن عمل واجد اهليت نبوده و يا اهليت ناقصي داشته است آن شخص براي انجام آن عمل واجد اهليت محسوب خواهد شد در صورتي که قطع نظر از تابعيت خارجي او، مطابق قانون ايران نيز بتوان او را براي انجام آن عمل داراي اهليت تشخيص داد. حکم اخير نسبت به اعمال حقوقي که مربوط به حقوق خانوادگي و يا حقوق ارثي بوده و يا مربوط به نقل و انتقال اموال غير منقول واقع در خارج ايران مي‌باشد شامل نخواهد بود.
ماده ۹۶۳
اگر زوجين تبعه يک دولت نباشند روابط شخصي و مالي بين آن‌ها تابع قوانين دولت متبوع شوهر خواهد بود.
ماده ۹۶۴
روابط بين ابوين و اولاد، تابع قانون دولت متبوع پدر است مگر اين که نسبت طفل فقط به مادر مسلم باشد که در اين صورت روابط بين طفل و مادر او تابع قانون دولت متبوع مادر خواهد بود.
ماده ۹۶۵
ولايت قانوني و نصب قيم بر طبق قوانين دولت متبوع مولي‌عليه خواهد بود.
ماده ۹۶۶
تصرف و مالکيت و ساير حقوق بر اشياي منقول يا غيرمنقول تابع قانون مملکتي خواهد بود که آن اشيا در آن جا واقع مي‌باشند مع‌ذلک حمل و نقل شدن شئ منقول از مملکتي به مملکت ديگر نمي‌تواند به حقوقي که ممکن است اشخاص مطابق قانون محل وقوع اولي شئ نسبت به آن تحصيل کرده باشند خللي آورد.
ماده ۹۶۷
ترکه‌ي منقول يا غيرمنقول اتباع خارجه که در ايران واقع است فقط از حيث قوانين اصليه از قبيل قوانين مربوطه به تعيين وراث ومقدار سهم‌الارث آن‌ها و تشخيص قسمتي که متوفي مي‌توانسته است به موجب وصيت تمليک نمايد تابع قانون دولت متبوع متوفي خواهد بود.
ماده ۹۶۸
تعهدات ناشي از عقود تابع قانون محل وقوع عقد است مگر اين که متعاقدين، اتباع خارجه بوده و آن را صريحاً يا ضمناً تابع قانون ديگري قرار داده باشند.
ماده ۹۶۹
اسناد از حيث طرز تنظيم تابع قانون محل تنظيم خود مي‌باشند.
ماده ۹۷۰
مأمورين سياسي يا قونسولي دول خارجه در ايران وقتي مي‌توانند به اجراي عقد نکاح مبادرت نمايند که طرفين عقد هر دو تبعه‌ي دولت متبوع آن‌ها بوده و قوانين دولت مزبور نيز اين اجازه را به آن‌ها داده باشد. در هر حال نکاح بايد در دفاتر سجل احوال ثبت شود.
ماده ۹۷۱
دعاوي از حيث صلاحيت محاکم و قوانين راجعه به اصول محاکمات تابع قانون محلي خواهد بود که در آن جا اقامه مي‌شود. مطرح بودن همان دعوا در محکمه‌ي اجنبي رافع صلاحيت محکمه‌ي ايراني نخواهد بود.
ماده ۹۷۲
احکام صادره از محاکم خارجه و همچنين اسناد رسمي لازم‌الاجراي تنظيم شده در خارجه را نمي‌توان در ايران اجرا نمود مگر اين که مطابق قوانين ايران امر به اجراي آن‌ها صادر شده باشد.
ماده ۹۷۳
اگر قانون خارجه که بايد مطابق ماده ۷ جلد اول اين قانون و يا بر طبق مواد فوق رعايت گردد به قانون ديگري احاله داده باشد محکمه مکلف به رعايت اين احاله نيست مگر اين که احاله به قانون ايران شده باشد.
ماده ۹۷۴
مقررات ماده ۷ و مواد ۹۶۲ تا ۹۷۴ اين قانون تا حدي به موقع اجرا گذارده مي‌شود که مخالف عهود بين‌المللي که دولت ايران آن را امضا کرده و يا مخالف با قوانين مخصوصه نباشد.
ماده ۹۷۵
محکمه نمي‌تواند قوانين خارجي و يا قراردادهاي خصوصي را که بر خلاف اخلاق حسنه بوده و يا به واسطه‌ي جريحه‌دار کردن احساسات جامعه يا به علت ديگر مخالف با نظم عمومي محسوب مي‌شود به موقع اجرا گذارد اگر چه اجراي قوانين مزبور اصولاً مجاز باشد.
کتاب ۲ – در تابعيت
ماده ۹۷۶
اشخاص ذيل تبعه ايران محسوب مي‌شوند:
۱- کليه‌ي ساکنين ايران به استثناي اشخاصي که تبعيت خارجي آن‌ها مسلم باشد. تبعيت خارجي کساني مسلم است که مدارک تابعيت آن‌ها مورد اعتراض دولت ايران نباشد؛
۲- کساني که پدر آن‌ها ايراني است اعم از اين که در ايران يا درخارجه متولد شده باشند؛
۳- کساني که در ايران متولد شده و پدر و مادر آنان غيرمعلوم باشند؛
۴- کساني که در ايران از پدر و مادر خارجي که يکي از آن‌ها در ايران متولد شده به وجود آمده‌اند؛
۵- کساني که در ايران از پدري که تبعه خارجه است به وجود آمده و بلافاصله پس از رسيدن به هجده سال تمام لااقل يک سال ديگر در ايران اقامت کرده باشند والا قبول شدن آن‌ها به تابعيت ايران بر طبق مقرراتي خواهد بود که مطابق قانون براي تحصيل تابعيت ايران مقرر است؛
۶- هر زن تبعه‌ي خارجي که شوهر ايراني اختيار کند؛
۷- هر تبعه‌ي خارجي که تابعيت ايران را تحصيل کرده باشد.
تبصره: اطفال متولد از نمايندگان سياسي و قنسولي خارجه مشمول فقره ۴ و ۵ نخواهند بود.
ماده ۹۷۷
الف- هر گاه اشخاص مذکور در بند ۴ ماده ۹۷۶ پس از رسيدن به سن ۱۸ سال تمام بخواهند تابعيت پدر خود را قبول کنند بايد ظرف يک سال درخواست کتبي به ضميمه‌ي تصديق دولت متبوع پدرشان داير به اين که آن‌ها را تبعه خود خواهد شناخت به وزارت امور خارجه تسليم نمايند.
ب- هر گاه اشخاص مذکور در بند ۵ ماده ۹۷۶ پس از رسيدن به سن ۱۸ سال تمام بخواهند به تابعيت پدر خود باقي بمانند بايد ظرف يک سال درخواست کتبي به ضميمه‌ي تصديق دولت متبوع پدرشان داير به اين که آن‌ها را تبعه خود خواهد شناخت به وزارت امور خارجه تسليم نمايند.
ماده ۹۷۸
نسبت به اطفالي که در ايران از اتباع دولي متولد شده‌اند که در مملکت متبوع آن‌ها اطفال متولد از اتباع ايراني را به موجب مقررات تبعه خود محسوب داشته و رجوع آن‌ها را به تبعيت ايران منوط به اجازه مي‌کنند معامله متقابله خواهد شد.
ماده ۹۷۹
اشخاصي که داراي شرايط ذيل باشند مي‌توانند تابعيت ايران را تحصيل کنند:
۱- به سن هجده سال تمام رسيده باشند؛
۲- پنج سال اعم از متوالي يا متناوب در ايران ساکن بوده باشند؛
۳- فراري از خدمت نظامي نباشند؛
۴- در هيچ مملکتي به جنحه‌ي مهم يا جنايت غيرسياسي محکوم نشده باشند.
در مورد فقره‌ي دوم اين ماده مدت اقامت در خارجه براي خدمت دولت ايران در حکم اقامت در خاک ايران است.
ماده ۹۸۰
کساني که به امور عام‌المنفعه‌ي ايران خدمت يا مساعدت شاياني کرده باشند و همچنين اشخاصي که داراي عيال ايراني هستند و از او اولاد دارند و يا داراي مقامات عالي علمي و متخصص در امور عام‌المنفعه مي‌باشند و تقاضاي ورود به تابعيت دولت جمهوري اسلامي ايران را مينمايند در صورتي که دولت ورود آن‌ها را به تابعيت دولت جمهوري اسلامي ايران صلاح بداند بدون رعايت شرط اقامت ممکن است با تصويب هيأت وزيران به تابعيت ايران قبول شوند.