ايجاد يك محيط كار ايمن و سالم باعث كاهش بيشتر تعداد حوادث و جراحت‌هاي مرتبط با كار مي‌شود. مديران همواره با نظرات مختلف عملي، قانوني و اخلاقي مواجه هستند. كه بسياري از آنها در ارتباط با ايجاد تعادل ميان حريم شخصي (بويژه حريم محرمانه) با نياز‌هاي سازمان مي‌باشد.
برخي نظرات اصلي كه مديران منابع انساني بايد سيستم‌هاي خود را بر مبناي آنها تنظيم كنند عبارتند از ايدز، آزارهاي جنسي، سيگار كشيدن، مواد مخدر، بي حرمتي در محيط كار و تعارضات كاري خانوادگي
(استون 2004، 655-662)
متأسفانه در كشور ما به دليل برخي تعصبات بيجا و ملاحظات، توجه بسيار كمي شده است و آمار‌هاي دقيقي در اين موارد موجود نمي‌باشد و تحقيقات و مطالب كمي در اين زمينه موجود است.
استرس استرس واژه‌اي است در اصل به معني فشار و نيرو. در جهان فيزيكي هر گاه فشاري بر چيزي وارد شود كنشي بر آن وارد مي‌كند، ثبات اجزاي دروني آن را بر هم مي‌زند و تنشي در آن پديد مي‌آورد و بر مي‌آشوبد و سرانجام آن شي را به واكنش مي‌اندازد.
در مهندسي گفته مي‌شود كه هر گاه فشار وارده از مقاومت شي در گذرد آن شي متلاشي مي‌شود و از وضعيت موجودش در مي‌آيد. روانشناسان و ديگر صاحبنظران استرس نيز مي‌گويند روي هم جمع شدن رويداد‌هاي زندگي كه سازگاري فرد را با وضع موجودش بر هم مي‌زند موجب استرس مي‌شود.
(رندال و التماير 1377، 10).
همچنين استرس نرخ ترس و فشار در بدن كه در طول زندگي ايجاد مي‌شود، توصيف شده است. استرس توسط يك دوره كلي از فشار، مشكلات و تجربه‌هاي افراد است كه در طول زندگي بوجود مي‌آيد. خود استرس نه خوب است و نه بد.
در حقيقت بعضي درجات استرس عادي است و براي ادامه حيات روزمره لازم است. حتي هنگامي كه افراد استراحت مي‌كنند، درجات كمي از استرس وجود دارد. بدون استرس انگيزه و انرژي وجود نخواهد داشت.
استرس براي هر فرد اجتناب ناپذير است. استرس يك وضعيت فشار است كه روي احساسات يك نفر بوسيله فرايند‌ها و شرايط فيزيكي اثر مي‌گذارد و امروزه يكي از مسائل مهم و مورد توجه در حوزه سلامت فردي، سازماني و اجتماعي است
(استون 2004، 662).
استرس شغلي
استرس شغلي را مي‌توان جمع شدن عامل‌هاي استرس زا در وضعيت‌هاي مرتبط با شغل دانست كه بيشتر افراد نسبت به استرس زا بودن آن اتفاق نظر دارند.
همچنين استرس شغلي به عنوان كنش متقابل بين شرايط كار و ويژگي‌هاي فردي شاغل، ميزان بيش از حد خواست‌هاي محيط كار و در نتيجه فشار‌هاي مرتبط با آن است كه فرد بتواند از عهده آنها برآيد.
(راندال و تماير 1377، 36-38)
سندروم سازگاري عمومي
طبق نظر هانس پاسخ فردي كه در معرض استرس قرار مي‌گيرد از الگوي عام و يكساني پيروي مي‌كند و اين الگوي معين را سندروم سازگاري عمومي مي‌گويند. اين الگو سه مرحله دارد كه عبارتند از:
1. مرحله هشدار:در اين مرحله بدن پاسخ اوليه‌اي در برابر عامل استرس‌زا خود نشان مي‌دهد. اين مرحله فاصله زماني كوتاهي را در بر مي‌گيرد كه در آن بدن مقاومت كوتاهي از خود نشان مي‌دهد. در اين مرحله تغييراتي در بدن رخ مي‌دهد تا آن را براي پاسخي فوري آماده كند. ضربان قلب تند مي‌شود فشار خون بالا مي‌رود و قند آزاد مي‌شود تا انرژي لازم را براي عمل فراهم كند.
2. مرحله مقاومت: در صورتي كه عامل استرس‌زا به قوت خود باقي بماند مرحله دوم يا مقاومت فرا مي‌رسد. در اين مرحله پاسخ‌هاي اوليه‌اي كه در مرحله هشدار ظاهر شده بودند جاي خود را به ناسازگاري طولاني‌تري مي‌دهند. در اين مرحله تلاشي مداوم از جانب فرد صورت مي‌گيرد تا با عامل استرس‌زا سازگاري برقرار كند يا با آن خو بگيرد.
3. مرحله از پا در آمدن:اين اصطلاح به اين معني است كه بدن نمي‌تواند به مبارزه خود با عامل استرس‌زا ادامه دهد. انرژي لازم براي ادامه سازگاري تمام مي‌شود و فرد از توان مي‌افتد. بنابراين وجه مشخصه مرحله سوم عبارت است از دست دادن مقاومت در برابر عامل استرس، فرسودگي و از پا در آمدن
(راندال و آلتماير 1377، 23-25).
ايجاد كننده‌هاي استرس
استرس‌زا‌ها عواملي هستند كه موجب استرس مي‌شوند. آنها مانند شرايطي هستند كه كه آغاز كننده يك تغيير در شرايط فيزيكي يا رواني مي‌باشند. به عبارت ديگر برهم زننده تعادل فيزيكي و رواني هستند. استرس‌زا‌ها مثبت يا منفي مي‌باشند و عكس العمل‌هاي فيزيولوژيكي در فرد ايجاد مي‌كنند. تپش قلب، افزايش فشار خون، خشكي دهان، تنفس سريع ، اغلب عكس العمل‌هاي غالب در مقابل استرس‌زا‌ها هستند. همچنين حالت‌هاي احساسي مختلف نيز باعث اين عكس‌العمل‌ها مي‌شوند و سطوح استرس بوسيله وقايع غير مترقبه مطلوب يا نامطلوب افزايش پيدا مي‌كند اما فقط در صورتي كه از حد معيني فراتر رود باعث ايجاد درد و بيماري در افراد مي‌شود.
(استون 2004، 662).